شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

73

مجمع الاحكام ( فارسى )

هر كوكب كه در ربع مذكر باشد مذكر بود و هر كدام كه در ربع مؤنث باشد مؤنث بود و همچنين حال گرمى و سردى و ترى و خشكى كواكب به اعتبار قرب و بعد آفتاب بگردد . ماه چون از اجتماع آفتاب بازگردد تا به تربيع نرسد « 1 » فاعل رطوبت باشد و از تربيع اول تا استقبال فاعل حرارت باشد و از استقبال تا تربيع دوم فاعل يبوست « 2 » باشد و از تربيع دوم با اجتماع فاعل برودت ، و كواكب ديگر چون از مقارنهء آفتاب درگذشتند تا مقام اول كه ابتداى رجوع است نرسد ترى بيش‌دهنده و در مقام اول . امّا كواكب علوى تا به مقابلهء آفتاب نرسند ، و اما زهره و عطارد كه ايشان را مقابلهء آفتاب نتواند بود تا در وسط رجوع به مقارنهء آفتاب نرسد گرمى بيش دهند « 3 » ، و از آنجا تا به مقام دوم برسد كه ابتداى استقامت است خشكى بيش دهند « 4 » ، و از مقام دوم تا به مقارنه نرسند سردى بيش « 5 » دهند و از مقام دوم ( . . . ) اما آن سخن كه در تشريق « 6 » و تغريب وعده كرديم كه در آخر اين فصل ياد كنيم اين است : استاد ابو ريحان ميگويد هر كوكب كه به مقارنهء آفتاب بود چون بعد ميان او و آفتاب تا ميان آفتاب و او شانزده دقيقه باشد يا كمتر آن كوكب را صميمى خوانند و آنچه گفتيم ميان او و آفتاب تا ميان آفتاب و آن بهر « 7 » آن گفتيم كه هيچ فرق نيست در تصميم ميان آن كه كوكب در پيش آفتاب بود يا « 8 » [ در ] آفتاب در پيش كوكب و چون بعد شانزده دقيقه بيش « 9 » بود اگر زيادت از شش درجه نباشد كوكب را محترق خوانند و فرق نبود ميان آن كه به يكديگر برسيده باشد و درگذشته ، و چنانستى « 10 » كه در وسط احتراق حالتى پيدا مىآيد و آن حالت تصميم است كه در آن

--> ( 1 ) . م و ح . با بربيع ترسد . ( 2 ) . متون . بيوت . ( 3 ) . م . پيش . ( 4 ) . م . پيش د . ( 5 ) . م . پيش . ( 6 ) . متون شرئق و تقريب . ( 7 ) . بين واژه‌هاى آن و بهر واژه شانزده را نوشته را نوشته و خط زده . ( 8 ) . متون . تا م . پيش . ( 9 ) . در ح . بالاى سطر واژه‌هاى دقيقه و بود ، به خط متن افزوده و علامت ص گذاشته است . ( 10 ) . م . خبانثى .